یادی از برادر شهیدم رحمه الله (۱)درکشوری که ما زندگی میکنیم روزانه صدها انسان به سرای ابدی هجرت میکنند. کشوری که هر گوشهاش با خون شهیدان آغشته شده و خانوادهها داغدار گردیدهاند. کشوری که چهل سال کامل در آن، هر روز کودکان و جوانان پرپر میشوند. کشوری که فعلا همهچیز و همهکارش قاتیپاتی شده و هر کس برای خودش میکشد و ترور میکند. کشوری که یک لحظه بر زندگی کردن در آن اعتمادی نیست؛ اما از آنجاییکه اجل و اندازهٔ هر انسان معین و مشخص شده است؛ لذا انسان تا خواست و ارادهٔ الله تعالی نباشد، چهره در نقاب خاک نخواهد کشید. اینروزها یکی از بلاها و مصیبتهای که قلب هر مسلمان را به درد میآورد، فرزندان ناصالح و ناخلف عدهای از پدران هستند که برای تربیت و اصلاح آنان هیچ تلاشوکوششی نکرده و فقط به فکر پرکردن شکم آنان بودهاند. این فرزندان ناصالح حالا دست به هر کاری؛ اعم از قتل، دزدی، شرابخوری، ترور علمای بزرگ و ... میزنند. این ظالمان اشک مادران، گریهونالهٔ کودکان، آهوضجهٔ جگرسوختگان را نادیده گرفته و هر روز، یکی را ترور نموده و به شهادت میرسانند. این بار ظالمان کوردل و بی رحم جگر یکی از علمای جوان و فعال ولایت نیمروز را با شلیک گلوله سوراخ نموده و او را روانهٔ بهشت نموده و خود را در دام همیشگی جهنم انداختند (ومن یقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدا فيها وغضب الله عليه ولعنه وأعد له عذابا عظيما)، (النساء: ٩٣).در ذیل مختصری از زندگینامه و خاطرات شهید جوان را با هم خواهیم خواند:شهید مولوی محمد اسماعیل صالحی فرزند مولوی عبدالحی ازبکزهی متولد ۱۳۷۰/۶/۱۶ هجری شمسی در یکی از قریههای ولسوالی خاشرود بنام «شیشآبه» چشم به جهان گشودند. خانوادهٔ ما مدتی در همین قریه بودند، زمانیکه شهید به
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: مهسا پورعلی
تاريخ: چهارشنبه
7 دی
1401 ساعت: 12:20